مامان و دیگر هیچ.....
براي شن ريزه اي كه درغذايم بود. . .
دردكشيدم . . .
نه براي دندانم . . .
براي كــم شدن ســوي چشمان مادرم . . !



گرسنگي را تحمل نمايد. - جبران خلیل جبران

تلخ ترين خريد دنيا،خريد عصا براي پدرم بود ...

شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو، وزن سیری ام را بکشم.


قدردان پدر و مادرمون باشیم... ایثار یعنی این... عشق یعنی این....!
مصاحبه گر :
ترکش خمپاره پيشونيش رو چاک داده بود روي زمين افتاد و زمزمه ميکرد دوربين
رو برداشتم و رفتم بالاي سرش داشت اخرين نفساشو ميزد ازش پرسيدم اين
لحظات اخر چه حرفي براي مردم داري با لبخند گفت:از مردم کشورم ميخوام وقتي
براي خط کمپوت ميفرستن،عکس روي کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط ميشه
برادر يه حرف بهتري بگو با همون طنازي گفت..اخه نميدوني سه بار بهم رب گوجه
افتاده. از خاطرات يک رزمنده

زندگی بافتن یک قالیست؛
نه همان نقش ونگاری که خودت می خواهی؛
نقشه را اوست، که تعیین کرده؛
تو در این بین فقط می بافی
نقشه را خوب ببین!
نکند آخر کار، قالی زندگیت را نخرند!!!
=========================
گاهی اوقات ؛
مجبوریم بپذیریم :
که برخی از آدمها ....
فقط میتوانند در قلبمان بمانند !
نه در زندگیمان ... !!!
======================================
بهترین دوست تو کسیست ک اولین قطره ی اشک تو را می بیند ،
دومیش را پاک می کند
و سومیش را به خنده تبدیل می کند !
=============================
همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند
سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نبود !
من اگر راضی باشم ، با شادی می خندم !
=============================
تولد انسان روشن شدن کبریتی است
و مرگش خاموشی آن
بنگر در این فاصله چه کردی؟
گرما بخشیدی...؟
یا سوزاندی...؟
کودکی به مامانش گفت: من واسه تولدم دوچرخه می خوام!
بابی پسر خیلی شیطون و بازیگوشی بود! اون همیشه همه رو اذیت می کرد…
مامانش بهش گفت: آیا حقته که یه دوچرخه برات بگیریم واسه تولدت؟!
بابی گفت آره…
مامانش بهش گفت: برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده!